بوسه اسم است چون عمومي است بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدي
بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مبهوت ميکند
بوسه ضمير است چون از قيد انسان خارج نيست
بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل ميکند

براي شكستن من يه اخم كافيه ... نيازي به فريادت نيست
برای اشك ريختنم سكوت تو كافيه ... نيازي به قهر نيست
براي مردنم حرف رفتنت كافيه ... نيازي به انجامش نيست

نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم
و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد
با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد
اما آسمان كي بسته خواهد شد؟!؟!؟!

روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم
و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك كنم
تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود

شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!!
شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!!
مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو توی دريايي از اشک ميخوابه!!
ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني

زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد .
با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد .
اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

+
نوشته شده در چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 8:53 قبل از ظهر توسط *~Sahar~*
|